من جین هستم

دیوانگی

من جین هستم

دیوانگی





دیشب مهری داشت با  پسر بزرگه  تلفنی  حرف میزد. گوشام  تیز شد : قربونت  برم ، مامان جان ، خوبیم(!) ، دخترت چطوره، فداش بشم ،هوا عالیه  پسرم ، باباتم اینجاست(!)


...