من جین هستم

دیوانگی

من جین هستم

دیوانگی

روی سطح موندن کار خیلی  چالش برانگیزیه برام 

دیشب یک دزد توی خونه ی ما جشن تولد گرفته .

  صبر کردم اون زن و مرد به  خواب برن ، یک کیک من درآوردی با یه شمع من درآوردی تر فراهم کردم ، لباسی عوض کردم ، پشت در صندلی گذاشتم ، با هندزفری  موزیک گوش کردم و در سکوت رقصیدم  بعد سالها شمع تولد فوت کردم. فکر کردم اینو به خودم بدهکارم . خوب هم شد  چون خیلی از فوت کردن شمع ذوق کردم  طوریکه چند بار روشنش کردم  تا فوتش کنم . اما الان روی دست خودم موندم... کاش یکی از چیزایی که سفارش دادم امروز برسه و یه کم بکشم بالا . 

کمی عذاب وجدان داشتم که چرا اونقدری انرژی و حال خوب ندارم که اون زن و مرد رو هم خوشحال کنم گرچه اینا کاراییه که ادم دوس داره دیگران براش انجام بدن . لااقل من اینطورم  .