توف تو جوونی ای که ما داشتیم که گذشت . این دو تا پیری که بلای جون من شدن بیشتر جوونی کردن از من . تا یکیو میارن تلویزیون که از دورغوزآباد دکتری چیزی شده ، ننه آقای طلب کار نسل ما سرتا پا گوش میشن واسه گوش دادن و سرتا پا چشم میشن واسه چپ چپ نگاه کردن به ما ، فردا صبحش هم میشن زبون که نیش بزنن به گربه بگن تا ما بشنویم . ولی وقتی یکیو میارن تلویزیون ، قشنگ همسن و سال خودت ، از تعاریفش از بزرگ شدنش قشنگ امکانات و رفاه میباره نمیگن معذرت میخوایم ما مدرک داشتیم ولی سواد نداشتیم بچه هامون رو آوردیم جایی که سگ رو بزنی نمی زاد . نمیدونم چرا تو حالت اول ما هی باید تپش قلب داشته باشیم ولی تو حالت دوم اینا هیچ شرمی تو نگاهشون نیست . نکنه راست راستکی ما اپلای کرده بودیم بیایم تو زندگی گوهیتون شاهد گیس و گیس کشی تون باشیم؟
یکی از مزخرف ترین تصاویری که تا ابد تو ذهنم ثبته ، صورت گریون بابامه که شب رو تو ماشینش می موند و خونه نمیومد و از چشای خیسش برا من عکس فرستاد . که چه گوهی بخورم؟ برم غلطایی که کردی رو گردن بگیرم؟