همه طوری نگاهم میکنن انگار که میدونن من یه رازی دارم.....
بعضیا میگن غیرقابل پیش بینی ام.
یه رمان روانشناسی خوندم .درباره زندگی دختری بود که خوب از حالت نرمال خارج بود اون زندگی.
بعدا اون دختر با یه روانشناس اشنا شد. به اون دختره هم میگفتن :غیرقابل پیش بینی.
البته کارایی که میکرد یا عکس العمل هاش کاملا مناسب زندگی غیر طبیعیش بود اما در نظر دیگران که نمیدونستن توی ذهن اون چی میگذره ٬ غیرقابل پیش بینی بود.
روانشناسه بهش گفت تو شبیه چندشخصیتی ها شدی. البته نمیدونم رمان تا چه حد معتبر و علمی بود.
غیر قابل پیش بینی بودنم رو میتونم توجیه کنم.
فلانی میگه: تو دختر خاصی هستی.
اما من میدونم که اون از روی ظاهر اینو میگه اما درونم هیچ چیز خاصی نیست من هیچ آدم خاصی نیستم. اصلا معنی خاص رو متوجه نمیشم.ینی میشه کسی به نظر خودش خاص بیاد؟
اما وقتی از بیرون به خودم نگاه میکنم خودمم از خودم تعجب میکنم! تو هیچ کته گوری جا نمیگیرم. هیچ مارک خاصی ندارم.
میگن آدما رو میشه مثلا از طرز لباس پوشیدنشون تا حدودی شخصیت شناسی کرد.
من از نظر لباس پوشیدن هم یه روال ثابت نداشتم.شاید من یه مدت به شدت به خودم میرسیدم رنگهای شاد میپوشیدم بعد زدم تو کار لباس هایی که موقع خودش نامتعارف بود .شدم شبیه این دخترهایی که تو نمایش های ایرانی هست شروع کردم به پوشیدن دامن های بلند تیره و بوت های بلند شبیه این دخترهای مدرسه فرانسوی ها توی فیلمای ایرانی. در عین حال کاپشن جین و کفش کاترپیلارم رو کنار نذاشتم. ینی یه روز من رو با دامن و بوت میدیدن و فردا با جین!
و با تغییر این لباس هم ممکن رفتارم هم عوض بشه ژست های ناخودآگاهم هم عوض بشه.اصلا هم متوجه نمیشدم که عجیبه. اصلا هم روی این لباس پوشیدنها فکر نمیکردم.ینی اصلا مهم نبود که چی مده! من با این لباس راحت بودم میپوشیدم.هیچ وقت نشده ببینم یه چیز مد شده برم بخرم! اصلا از هرچیزی که مد میشه بدم میاد.اصلا خیلی خرید نمیکنم شاید سالی یه مانتو بگیرم شاید اصلا چندسال هم نگیرم!اینا رو میگم که بگم این لباس پوشیدنه وتیپه از روی تلاش برای جلب توجه نبوده هر چی بوده از درونم میومده. با اینکه من موقع بیرون رفتن وقت زیادی جلوی آینه صرف نمیکنم مثل بعضیا ٬ اما حاضرشدنم خیلی طول میکشه. باید حتما لباسی رو بپوشم که به حالم بخوره.انگار لباس پوشیدنم برام یه تقدسی داره که نباید بهش خیانت کنم. انگار که نباید با نوع لباسم درباره حالم دروغ بگم!
به نظرم باید بازیگر میشدم!
من از هیچ چیز متوسطی خوشم نمیاد.همین قضیه تو لباس پوشیدن هم هست.یه روز انگار از تونل زمان اومدم بیرون یه روز انگار مهندس ساختمونم !
یا رنگ تیره تیره یا روشن روشن.دلم میخواد بدونم چه اتفاقی برام افتاده که دیگه نمیتونم رنگهای زنده رو تحمل کنم برای پوشیدن؟عین خواهر روحانی ها شدم.ینی تابستون دیدم همه شالهام رنگشون سنگینه تصمیم گرفتم برم رنگهای متنوع شاد بخرم .وقتی خرید کردم و اومدم خونه نتیجه خیلی جالب بود. از همون خانواده رنگهایی که داشتم چند درجه روشنترش رو گرفته بودم! هیچ تنوعی در کار نبود!
به این موضوع علاقه مندم.