من جین هستم

دیوانگی

من جین هستم

دیوانگی

یه شب رویایی



مهمون داریم مجبورم روی زمین بخوابم اتاقم شمالیه و یخ! 

دیشب خیلی خوابم میومد اما کمر و گردنم هر کار میکردم بالانس نمیشد و کلافه شدم تا خوابم برد چه خوابی!

خواب بدی بود

داشتن اذیتم میکردن به پهلوهام هی چیزی میزدن

هرچی بسم الله گفتم نرفت فکر کردم دیگه دارم میمیرم خواستم اشهد بگم اما درست حسابی یادم نمیومد هی جابجا میگفتم کلماتو. تا اینکه تموم شد و یه کم دیگه خواب دیدم که دارم اینارو تعریف میکنم اما اونم خواب بود 

یه دفعه با گردن درد و کمرد درد شدید از خواب پریدم و تا ۱ دقیقه گیج بودم بعدم  میترسیدم دوباره  خوابم ببره رفتم توی حال کنار کاندیشنر دراز کشیدم هی از این پهلو به اون پهلو بازم کمرم بالانس نمیشد تا یه کم خوابم گرفت صدای ونگ ونگ بچه بلند شد.گفتم الان بزرگه میاد اینجا بخوابه باز بلند شدم رفتم توی همون اتاق و تا همین الان سرم درد میکنه و  همه بدنم خشک شده و اوقاتم سگیه.