من جین هستم

دیوانگی

من جین هستم

دیوانگی

من می میرم حالا ؟




دیشب خواب دیدم یه نفر افتاد دنبالم و مزاحم شد و منم تمااام اشتباهات احمقانه تو  فیلمهارو مرتکب شدم ؛ فرار کردم توی یک ساختمون متروکه  که فقط ۲ طبقه بود و با آسانسور رفتم طبقه دوم  بعد که رسیدم طبقه دوم دیدم رو دیوارا  آثار خون سوخته هست و فهمیدم ساختمون تو اتیش سوزی سوخته. بعد از روی میز ناهارخوری یه چاقو برداشتم و پشت آسانسور واستادم تا پسره  رسید طبقه دوم و تو صورت من نیشخند کثیفی زد من بهش چاقو زدم . حسم این بود که کشتمش. بعد سوار آسانسور شدم و توی آسانسور برای خودم رقصیدم  اومدم پایین پلیس اومده بود . من بی اعتنا با چاقوی توی دستم رد  شدم  و سوار ماشین بابام شدم.


الانم حواسم نبود دستم خورد به انجیل و  کتاب افتاد تو سطل آشغال اتاق !