اگر در قبایل آدمخوارها هم روزی به تکریم زن و دختر و انسان و غیره اختصاص داشته باشه بنده فعلا غنیمت میدونم و به خودم میگیرم . پس مبارک . برای خودم یواشکی یک شال گربه ای خریدم .
الان هم دیدم علی انصاریان فوت کرد خیلی حالم گرفته شد . طرفدارش نبودم اصلا نمیشناسم اینها رو ، ولی جدای از انسانیت، چون مردم ناراحت میشن منم غمگین میشم:(
مراقب خودتون باشین :(
خوبم .یعنی حس میکنم از این بدتر نمیشم . پس یعنی خوبم . شاید فردا تتمه ی ماجرا رو هم گذاشتم پشت در . چیز زیادی هم نیست .
اجازه بدهید حداقل این قسمتش را منتشر کنم که نکند خدا راستی راستی با من مشکل شخصی دارد؟ که این آدمهای عجیب غریب را همش تو ی کاسه ی من می گذارد ؟
واقعا؟ واقعا خدا نشسته از مغزش کار می کشد که امروز چطور یا به وسیله ی چه کسی این آدم را ناامید کنم؟
مطمئنم این بار قبلش معجون پسته و شیر موزعسلی چیزی زده بود . کارش حرف نداشت. معجزه ی این بارش این است که دهانم را دوخته . اما شاید بالاخره باز شد. یعنی میخواست چه چیز را یاد بگیرم ؟ هرگز به احدالناسی اعتماد نکن ؟ آسته برو آسته بیا و مثل دزدها صورتت رو بپوشا ن و مراقب اثر انگشتت روی اشیاء و ... و دیگر چیزها باش ؟
من فقط در شوک بدی فرو رفتم . آدم اینطور مواقع باید به چیزی ایمان داشته باشد تا سرپا بماند.یا کسانی را داشته باشد . شاید بهتر باشد سری به برادرزاده ام بزنم . تنها موجودی توی دنیا که فعلا مرا دوست دارد و حاضر است با کمی اغماض حتی تختش را به من بدهد و خودش روی زمین بخوابد . مهری همیشه بر این عقیده است که خواهر برادر گوشت هم رو میخورن اما استخوان هم رو دور نمیندازن . به یک همچین چیزی دارم باور پیدا میکنم اما نمیخواهم باور کنم . قبلا باورهای دیگری هم داشتم که نابودی اش را به چشم دیدم .دیگر هیچ چیز را باور نمیکنم . شاید این بهترین کار برای آدمهای بی ایمانی مثل من باشد .
فقط خدای مومنان ( و نه خدای ما )میدونه از دیروز تا حالا چند برگ پست چرکنویس کردم . دهانم باز نمیشه و دلم میخواد به احترام خودم سکوت کنم اما من اینجا رو ساختم چون یک جایی داشته باشم تا حرف بزنم .
فکم رو قفل کردم مبادا حرفی از دهنم بیرون بیاد و زل زدم به سقف . خودمو وقایع و آدما رو تماشا میکنم . چقدر شبیه ایستگاه اتوبوسی ام که هر کس میاد میشینه و اتوبوسش که اومد سوار میشه و میره .
نوشته خودکشی چیزی رو درست نمیکنه ! ... مثلا مشکل یکی فقر زیاد و رنج گرسنگی و محرومیته ، وقتی بمیره همچنان گشنه س ؟ کارتون خوابه ، اگه بمیره هنوزم کارتون خوابه؟ من اینا رو تو تخیلی ترین داستان های مذهبی هم نشنیدم . مثال بود دیگه .
از بی دقتی ادما تو حرف زدن عصبی میشم . خودکشی یقینا مشکلات فعلی شما رو از بیخ پاک میکنه بحث فقط میتونه سر این باشه که آیا بابتش قیر داغ تو ماتحتتون میریزن یا نه . و راستشو بخواین خدایی که بخاطر ناتوانی در ادامه زندگی قراره مث چی مجازاتتون کنه یا چون صداش نکردین اونم کور و کر و لال شده کمکتون نکرده حالا هم که گنده تر از دهنت حرف زدی و خودتو کشتی باید مجازات بشی ... خدای قشنگی نیست ، خدایی قشنگه یا خوفه؟
بیا بگو که جور دیگری هستی
فلان نویسنده ی بزرگ میگه بدبختی ادمو بی رحم میکنه . الانم اگه این دوتا بمیرن من لااقل با خیال راحت میتونم بمیرم .